تکانی به این نسل هتل نشین دهیم

سی سال پیش، دخترهای خانه صبح ها زود بیدار میشد تا قبل از مدرسه رفتن همه جای خانه را رفت وروب کرده باشد و بعد اجازه داشتند راهی مدرسه شوند. و پسرها باید یا صبح زود یا عصر نان و مایحتاج خانه را خرید می کردند و کارهای مردانه را کمک پدر خود انجام می...

عشق هم شبیه همین اتفاق هاست

تا به حال کسی جلوی پایتان ترقه انداخته نیم متر بپرید هوا؟ کسی پای گوشتان نایلونِ پف کرده ترکانده دست پاچه شوید؟ یا دستی یک دفعه از پشتِ سر چشمهایتان را گرفته جا بخورید؟ عشق هم چیزی شبیه به همین اتفاق هاست: یک روز یک نفر جایی کاری با دلتان می کند که...

ما زنهای بد و غرغرو

ما زنها بد، مادی گرا، ما پیچیده و غیر قابل پیش بینی، ما غر‌غرو؛ اصلا ما بدترین مخلوق خدا… میتوانی انکار کنی این واقعیت را که هر شب قبل از خواب آرزو نکرده ای یک زن را ؟ یک زنِ بدِ مادی گرا که از کلِ دار و ندارِ دنیا تنها تو را میخواهد؛ زنی...

دسته‌بندی -دلنوشته

تکانی به این نسل هتل نشین دهیم

سی سال پیش، دخترهای خانه صبح ها زود بیدار میشد تا قبل از مدرسه رفتن همه جای خانه را رفت وروب کرده باشد و بعد اجازه داشتند راهی مدرسه شوند. و پسرها باید یا صبح زود یا عصر نان و مایحتاج خانه را خرید می کردند و کارهای مردانه را کمک پدر خود انجام می...

عشق هم شبیه همین اتفاق هاست

تا به حال کسی جلوی پایتان ترقه انداخته نیم متر بپرید هوا؟ کسی پای گوشتان نایلونِ پف کرده ترکانده دست پاچه شوید؟ یا دستی یک دفعه از پشتِ سر چشمهایتان را گرفته جا بخورید؟ عشق هم چیزی شبیه به همین اتفاق هاست: یک روز یک نفر جایی کاری با دلتان می کند که...

ما زنهای بد و غرغرو

ما زنها بد، مادی گرا، ما پیچیده و غیر قابل پیش بینی، ما غر‌غرو؛ اصلا ما بدترین مخلوق خدا… میتوانی انکار کنی این واقعیت را که هر شب قبل از خواب آرزو نکرده ای یک زن را ؟ یک زنِ بدِ مادی گرا که از کلِ دار و ندارِ دنیا تنها تو را میخواهد؛ زنی...

لذت پیاده روی زیر آسمان خدا

ما لذت های به ظاهر کوچک اما بسیار شیرینی را از خود دریغ کرده ایم…! لذت پیاده روی زیر آسمان خدا لذت نوشیدن چای بعد از خستگی راه رفتن های طولانی لذت نفس کشیدن با عمق وجود پس از تحمل یک درد بزرگ لذت شنیدن خش خش برگ های پاییزی در واپسین روزها و شب...

تکلیف دخترهایی که،عاشق میشوند چه می شود؟

همیشه گفته اند منتظر باشید، پسرها سمتتان بیایند اما نگفتند تکلیف دخترهایی که،عاشق میشوند چه می شود…؟ تکلیف خودشان و بیقراری های مداومشان…؟! سخت است،ببینی و گرمای تن ات را حس کنی با طپش قلب ات، اما سمتش نروی…!! زبان نگشایی و...

اگر میخواهی واقعا حسینی باشی

⁩حسینی بودن خودمان را در پیراهن مشکی پوشیدن، چادر مشکی گذاشتن،گریه کردن در حد خون گریه، سینه زنی که چه عرض کنم خودزنی، مداحی کردن آن هم در سبک ریتمیکِ شاد و خیلی چیزهای دیگر که خودتان بهتر از من میدانید می بینیم اما در واقع همه ی اینها ظاهرنمایی بیش...

امروز به عشقِ خودم از خواب بیدار شدم

امروز به عشقِ خودم از خواب بیدار شدم به عشقِ خودم ورزش کردم با نهایتِ عشق خودم برای خودم چای ریختم خودم با خودم چای نوشیدم به عشقِ خودم نشستم سرِ کار به عشقِ خودم ساعت‌ها کار کردم و نوشتم به عشقِ خودم خرید رفتم به عشقِ خودم برای خودم لباس خریدم و...

مردها وقتی عاشق می شوند

مردها وقتی عاشق می شوند،انگار کودک کنجکاوی درونشان بیدار کرده باشی؛پر می شوند از پرسش و پرستش.می شوندمملو از مکاشفات و محال ها.یک روز دلشان می خواهد از جغرافیای تن زن سر در بیاورند،یک روز هم از تأثیر عقاید فروید بر پاسخ پیچیده زنی که در انتهای یک شب...

دلتنگ که باشى پاییز نزدیک است…

‎آری، پاییز نزدیک است ‎اما پاییز که همیشه صدای خش و خش برگ ها در گذر ها نیست پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید. پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز، زیر انبوهی از خاکستر است. گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده گاهى هم نم بارانیست که گوشه چشمانت...

خوبی های آدم های بد را احیا کنید

” سی.پی.آر ” بیمارستان جای جالبیست،آدم هایی که بیرون از آن تند و تند قدم میزنند ،گریه میکنند ،دعا میکنند ،حالشان بهتر از بیماری که برای زنده ماندن با دستگاه شوک دست و پنجه نرم میکند نیست. آدم های بیرون از اتاق از یک چیز میترستند از “نبودن” ! از نزدن...

حواستان به داشته های زندگیتان باشد

حواستان به داشته های زندگیتان باشد. اینکه یک رابطه ی با کیفیتِ عاشقانه را به خاطر چند رابطه ى نصفه و نیمه اجتماعی، از دست می دهید، از دست دادنِ کمی نیست ! اینکه یک فردِ مناسب وایده آل را با افرادی که اسم رابطه شان هم حتی ” دوستیِ معمولی ” ست عوض می...

سرخوش، همچون فصلی از زندگی

حوالی سی تا چهل سالگی ؛ فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود! حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظه حال، بااهمیت تر از شادی، باارزش تر از تخیل و در صدر ِ همه، نفس هایی که نفهمیده دَم و بازدَم می شدند! حالا میفهمم: استرس، تشویش، دلهره، ترس ِ...

بیشترین نظرات دریافتی