تفاوت دعوای اردکی با آدمیزاد!

دو اردک بعد از دعوایی که هیچ‌وقت زیاد طول نمی‌کشد، از هم جدا می‌شوند و در جهت مخالف هم شنا می‌کنند. بعد هر یک از اردکها چند بار بالهایش را به شدت به هم می‌زند و انرژی مازادی را که در طول دعوا در او جمع شده، آزاد می‌کند. آنها بعد از به هم زدن...

ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ ﯾﺎ ﻣﺠﺮﺩ، ﻣﮑﺚ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﻦ!

ﺗﻮ ﻟﯿﺴﺖ ﺧﺮﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ: ﯾﮏ ﻭ ﻧﯿﻢ ﮐﯿﻠﻮ ﺳﺒﺰﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ. ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺁﻣﺪ،ﺑﺪﻭﺑﺪﻭ ﺧﺮﯾﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺵ ﺑﺮﺳﺪ. ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺳﺒﺰﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ، ﯾﮏ ﻭ ﻧﯿﻢ ﮐﯿﻠﻮ ﻧﺒﻮﺩ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺴﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺳﻮﭘﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺩ.

النا فرّانته نویسنده ای مشهور اما ناشناس

در تاریخ ادبیات، زنانی که کتاب‌هایشان را با نام‌های مستعار چاپ کرده‌اند کم نیستند. البته پرحاشیه‌ترین نمونۀ آن خواهران برونته بودند که با نام سه مرد کتاب‌هایشان را چاپ می‌کردند. چرا برخی از نویسندگان زن نمی‌خواهند نام اصلی‌شان آشکار شود؟ پیش از هر...

دسته‌بندی -ادبیات

تفاوت دعوای اردکی با آدمیزاد!

دو اردک بعد از دعوایی که هیچ‌وقت زیاد طول نمی‌کشد، از هم جدا می‌شوند و در جهت مخالف هم شنا می‌کنند. بعد هر یک از اردکها چند بار بالهایش را به شدت به هم می‌زند و انرژی مازادی را که در طول دعوا در او جمع شده، آزاد می‌کند. آنها بعد از به هم زدن...

ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ ﯾﺎ ﻣﺠﺮﺩ، ﻣﮑﺚ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﻦ!

ﺗﻮ ﻟﯿﺴﺖ ﺧﺮﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ: ﯾﮏ ﻭ ﻧﯿﻢ ﮐﯿﻠﻮ ﺳﺒﺰﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ. ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺁﻣﺪ،ﺑﺪﻭﺑﺪﻭ ﺧﺮﯾﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺵ ﺑﺮﺳﺪ. ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺳﺒﺰﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ، ﯾﮏ ﻭ ﻧﯿﻢ ﮐﯿﻠﻮ ﻧﺒﻮﺩ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺴﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺳﻮﭘﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺩ.

النا فرّانته نویسنده ای مشهور اما ناشناس

در تاریخ ادبیات، زنانی که کتاب‌هایشان را با نام‌های مستعار چاپ کرده‌اند کم نیستند. البته پرحاشیه‌ترین نمونۀ آن خواهران برونته بودند که با نام سه مرد کتاب‌هایشان را چاپ می‌کردند. چرا برخی از نویسندگان زن نمی‌خواهند نام اصلی‌شان آشکار شود؟ پیش از هر...

پاییز را از شانه های خسته ام بردار !

پاییز را از شانه های خسته ام بردار ! بر شانه های اشکِ من ای عشق !سر بگذار تو دعوتی به گریه های فصلِ دلتنگی ای میهمانِ روزهای سردِ من ! ای یار! این کوچه های گیج از فکر تو بن بستند یک شهر در من از نبودت تب زده، بیمار چون برگ برگِ یک درختِ گوشه گیر و...

فردا باز هم به تو فکر خواهم کرد!

📄#دلنوشته🥀 آنقدر به تو فکر می کنم که یادم می رود به چه فکر می کنم. به تو فکر می کنم مثل مومنی که به ایمانِ باد و به تکلیف بید، به تو فکر می کنم مثل مسافر به راه مثل علف به ابر مثل شکوفه به صبح وُ مثل واژه به شعر . به تو فکر می کنم مثل خسته به خواب و...

۶۰کتابی که هر مردی باید بخواند

در میان وفور نعمت جدید، خوانندگان ظاهراً برای انتخاب چیزی برای خواندن به راهنماییِ حرفه‌ای نیاز دارند. چرا که پیامی که از فهرست‌ کتابها دریافت می‌کنیم ظاهراً می‌گویند کتاب‌های خوب بیشتر از آن چیزی هستند که هرگز فرصت خواندن آن‌ها را پیدا کنید...

یعنی می شود که برگردد

پابلو نرودا، دیپلمات، سناتور و شاعر نوگرای شیلیایی و برنده جایزه ادبیات نوبل است که در اصل نام او «نفتالی ریکاردو الیسر ریه‌س باسوآلتو» بود و نام «پابلو نرودا» را از روی نام نویسنده چک یان نرودا به عنوان نام مستعار خود انتخاب کرد. اما بعدها «پابلو...

تکانی به این نسل هتل نشین دهیم

سی سال پیش، دخترهای خانه صبح ها زود بیدار میشد تا قبل از مدرسه رفتن همه جای خانه را رفت وروب کرده باشد و بعد اجازه داشتند راهی مدرسه شوند. و پسرها باید یا صبح زود یا عصر نان و مایحتاج خانه را خرید می کردند و کارهای مردانه را کمک پدر خود انجام می...

عشق هم شبیه همین اتفاق هاست

تا به حال کسی جلوی پایتان ترقه انداخته نیم متر بپرید هوا؟ کسی پای گوشتان نایلونِ پف کرده ترکانده دست پاچه شوید؟ یا دستی یک دفعه از پشتِ سر چشمهایتان را گرفته جا بخورید؟ عشق هم چیزی شبیه به همین اتفاق هاست: یک روز یک نفر جایی کاری با دلتان می کند که...

ما زنهای بد و غرغرو

ما زنها بد، مادی گرا، ما پیچیده و غیر قابل پیش بینی، ما غر‌غرو؛ اصلا ما بدترین مخلوق خدا… میتوانی انکار کنی این واقعیت را که هر شب قبل از خواب آرزو نکرده ای یک زن را ؟ یک زنِ بدِ مادی گرا که از کلِ دار و ندارِ دنیا تنها تو را میخواهد؛ زنی...

لذت پیاده روی زیر آسمان خدا

ما لذت های به ظاهر کوچک اما بسیار شیرینی را از خود دریغ کرده ایم…! لذت پیاده روی زیر آسمان خدا لذت نوشیدن چای بعد از خستگی راه رفتن های طولانی لذت نفس کشیدن با عمق وجود پس از تحمل یک درد بزرگ لذت شنیدن خش خش برگ های پاییزی در واپسین روزها و شب...

تکلیف دخترهایی که،عاشق میشوند چه می شود؟

همیشه گفته اند منتظر باشید، پسرها سمتتان بیایند اما نگفتند تکلیف دخترهایی که،عاشق میشوند چه می شود…؟ تکلیف خودشان و بیقراری های مداومشان…؟! سخت است،ببینی و گرمای تن ات را حس کنی با طپش قلب ات، اما سمتش نروی…!! زبان نگشایی و...

ﻗﺼﺪﻡ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﮐﻨﺎﺭﺕ…

ﻗﺼﺪﻡ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﮐﻨﺎﺭﺕ… ﻧﻪ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺕ…! ﻗﺼﺪﻡ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ… ﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﺖ…! ﻗﺼﺪﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ… ﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ…! ﻗﺼﺪﻡ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ… ﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ…! “ﻗﯿﺼﺮ ﺍﻣﯿﻦ...

پروین اعتصامی، ملکه شعرای زن

رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی پروین اعتصامی از شاعران نامی معاصر در ۲۵ اسفند سال ۱۲۸۵ در تبریز به دنیا آمد. او ابتدای زندگی زیر نظر پدر خود - که با انتشار کتاب تربیت نسوان اعتقاد و آگاهی خود را به لزوم تربیت دختران نشان داده بود- رشد کرد.

دعا با یک دل صاف

مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید: «چه کسی بر مرده های شما نماز می خواند؟» چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم؛ خودم نماز آنها را می خوانم» مرد گفت: «خوب لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!» چوپان مقابل...

بیشترین نظرات دریافتی