همسرکشی؛ راهی برای فرار

طبق آمار اعلام شده از سوی رییس پلیس آگاهی قتل‌های خانوادگی در حال گسترش است و در این میان همسرکشی در صدر قرار دارد اما چه شده که زوج‌های عاشق دیروز، امروز عصیان‌زده و پر از نفرت عشق را به دست فراموشی می‌سپارند و نقشه قتل شریک زندگی‌شان را می‌کشند.

نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد فشارهای روحی و احساسات منفی در زنان و ارتباط با بزهکاران، از عوامل اصلی وقوع پدیده همسرکشی است. نتایج این تحقیق که آن را دکتر جعفر سخاوت، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و علی افشاری، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی انجام داده‌اند، نشان می‌دهد نداشتن حامی در زندگی و وجود محرک‌های منفی، از ویژگی‌های زنان قاتل است. تحقیقات نشان می‌دهد عوامل فردی و مشکلات ناشی از شرایط اجتماعی، خانوادگی و عوامل ساختاری جامعه در بروز این مساله نقش دارند.

دکتر سعید مدنی، جامعه‌شناس، در مورد همسرکشی می‌گوید: «ضعف اقتدار خانواده سنتی، از مهم‌ترین دلایل همسرکشی در جامعه است. اقتدار سنتی خانواده، باورهای سنتی را در جامعه ترویج می‌داد که متاسفانه این عوامل در چند سال اخیر رو به ضعف گذاشته و چون تحولات اجتماعی در جامعه رخ داده است، امروزه خانواده سنتی اقتدار خودش را از دست داده و حاکمیت پدرسالارانه ضعیف و در اجتماع کمرنگ شده است. در گذشته از زن به عنوان ضعیفه نام برده می‌شد و زن را در ردیف بچه‌ها می‌دانستند، به تدریج که زنان همپای مردان به تحصیل روی آوردند و اقتدار پیدا کردند، از این نقش خارج شدند.»

او می‌افزاید: «جامعه ما امروزه در حال تغییر ماهیت از سنتی به مدرن است و در این گذار، انواع و اقسام خشونت‌ افزایش پیدا کند. معمولا در این شرایط قتل، خودکشی، کودک‌آزاری، همسرآزاری و همسرکشی افزایش پیدا می‌کند. ما از جایگاه سنتی خود کنده شده‌ و هنوز جایگاه جدید خودمان را پیدا نکرده‌ایم به همین دلیل دچار آسیب‌های اجتماعی فراوانی شده‌ایم. این آسیب‌ها باز هم افزایش پیدا می‌کند مگر اینکه مردم به حقوق اجتماعی خودشان احترام بگذارند.»

دکتر مدنی یادآوری می‌کند: «زنانی که دست به قتل همسرانشان می‌زنند، معمولا در معرض خشونت هستند و به تدریج به دنبال موقعیتی می‌گردند که از همسرشان انتقام بگیرند. مساله دیگر، بیکاری مردان است؛ اگر ضعف اقتصادی شوهر ادامه‌دار شود و نتواند هزینه‌های زندگی را تامین کند، به مردی منفی تبدیل می‌شود. معمولا زنان با همسرانشان سازگارند اما اگر همسر به آنها خشونت نشان دهد، احتمال خشونت زن علیه مرد افزایش می‌یابد. یکی دیگر از مسایل، خیانت شوهر به زن است که در این صورت مرد نیازهای جنسی همسرش را برآورده نمی‌کند و این موضوع باعث به وجود آمدن خشونت در محیط خانواده می‌شود.»

دکتر مدنی می‌گوید: «معمولا بروز خشونت علیه مردان در جوامعی رخ می‌دهد که سلطه مردان خیلی زیاد و فرصت جدایی و طلاق کم است. بررسی‌های انجام‌شده نشان داده است در جوامعی که زنان به راحتی می‌توانند از همسرشان جدا شوند و زندگی جدیدی را شروع کنند، طبعا نیازی به خشونت و قتل همسر نیست. همسرکشی بیشتر در جوامعی اتفاق می‌افتد که سلطه مردان بیشتر و امکان جدایی همسران از هم یا وجود ندارد یا کم است.»

به گفته وی، قتل یکباره اتفاق نمی‌افتد بلکه عواملی وجود دارد که خشونت را ادامه‌دار می‌کند، مثلا ازدواج در سنین پایین و ازدواج تحمیلی باعث می‌شود شخص یک نوع خشونت دائمی داشته باشد و در یک موقعیت خاص، خشم ناگهانی را که با ناتوانایی در کنترل اعصاب است، نشان دهد. عامل دیگر، حسادت زن است که باعث به وجود آمدن خشونت در جامعه می‌شود.

این جامعه‌شناس در مورد شیوه‌های کشتن همسر ‌می‌گوید: «معمولا شیوه‌های کشتن همسر مختلف است؛ ضربه زدن بیشترین آمار را به خود اختصاص می‌دهد. این ضربه ممکن است به‌وسیله چوب و آهن زده شود، یا پرت کردن، آتش‌زدن، دارزدن، خفه و مسموم کردن باشد. در جاهایی که این خشونت‌ها به قدرت بدنی نیاز دارد، بیشتر مردان و جاهایی که کمتر به قدرت بدنی نیاز است، زنان مرتکب جرم می‌شوند مانند آتش زدن و مسموم کردن. زنان به دلیل شرایط جسمانی‌شان برای قتل همسرشان به همدست نیاز دارند زیرا خودشان به تنهایی نمی‌توانند این کار را انجام دهند و جنازه را حمل کنند. معمولا بعد از قتل، همدست که به دلیل رابطه خیانت‌آمیزی که داشته‌اند، دست به قتل زده‌، دستگیر می‌شود.»

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران در مورد انگیزه‌های همسرکشی میگوید: «برای پدیده همسرکشی، انگیزه‌های زیادی وجود دارد اما آستانه تحمل افراد در وقوع این جرم بسیار مهم است. افرادی که آستانه تحمل بالایی دارند، به ندرت به این‌گونه اعمال دست می‌زنند اما کسانی که آستانه تحملشان پایین است، بر اثر خشونت و عصبانیت درگیر می‌شوند و خیلی از این درگیری‌ها می‌تواند منجر به نقص عضو، ضرب و جرح و درنهایت قتل شود. پس اگر سیستم آموزشی بتواند کاری کند که رفتارهای صحیح برخورد با مسایل زندگی را به افراد و فرزندان ما یاد بدهد، قطعا افراد برخوردهای مناسب انجام می‌دهند و آستانه تحمل بالاتری خواهند داشت.»

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده یادآور می‌شود: «یکی دیگر از انگیزه‌های همسرکشی، اعتیاد و مصرف موادمخدر است. مصرف موادمخدر فرد را تندخو و کم‌حوصله می‌کند. معمولا فرد معتاد پس از مدتی کار و قدرت تامین معیشت زندگی را از دست می‌دهد و دست به آزار همسر و فرزندانش می‌زند. بسیاری از معتادان برای تامین پول مواد خود وسایل زندگی را می‌فروشند و زمانی که همسرشان مقاومت می‌کند، با او به مشاجره می‌پردازند و بعضی از این مشاجره‌ها به قتل می‌انجامد. این قتل ممکن است ناغافل و براساس یک تصمیم آنی انجام شود.»

او در مورد راهکارهای پیشگیری از خشونت خانوادگی می‌گوید: «همسران باید در مشاجره‌ها کوتاه بیایند و مشاجره را تمام کنند و اگر مشکلی در زندگی آنها وجود دارد که قادر به حل آن نیستند، به مقامات قضایی و دادگاه‌های خانواده مراجعه کنند. خانم‌ها به دلیل اینکه همسرانشان به حرف‌هایشان گوش نمی‌دهند، به دیگران پناه می‌برند و عقده‌گشایی می‌کنند. با این کار، پای افراد بیگانه به حریم خانواده باز و همین مساله باعث می‌شود دیگران در مسایل زندگی‌شان دخالت کنند. در خیلی از زندگی‌ها مسایل و مشکلاتی وجود دارد که خانم‌ها می‌توانند برای حل آنها به مراکز مشاوره دادسراها و کلانتری‌ها، مراجعه کنند و بدون پرداخت پول، مشاوره کنند.»

بیتا مهدوی

نظر دهید

بیشترین نظرات دریافتی