مرا ببخش که اینقدر، بی مبالاتم

سرت که درد نمی آید از سوالاتم
مرا ببخش که اینقدر ، بی مبالاتم

چطور این همه جریان گرفته ای در من
و مو به مویِ تو جاری ست در خیالاتم

بگو به من که همان آدم همیشگی ام
نه ! مدتی ست که تغییر کرده حالاتم

چقدر مانده به وقتی که مال هم بشویم
درست از آب در آیند ، احتمالاتم

تو محشری به خدا من بهشت گمشده ام
تو اتفاق می افتی من از محالاتم

چقدر ساکتی و من چقدر حرف زدم
دوباره گیج شدی حتما از سوالاتم

دلم گرفته ، اگر زنگ می زنم گاهی !
مرا ببخش که اینقدر بی مبالاتم …

مهدی_فرجی

نظر دهید

بیشترین نظرات دریافتی